نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس گفت:اگر معاهده‌ای از مبادله متوازن« تعهد-منفعت» خارج شده و به «تله‌ای یک‌طرفه با هزینه‌های سنگین و فزاینده» بدل شود، ادامه عضویت در آن دیگر نه عقلانیت راهبردی است، نه دفاع از منافع ملی؛ بلکه پذیرش ذلت و تحقیر است.

ارزیابی راهبردی عضویت جمهوری اسلامی ایران در معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT)

به گزارش خانه ملت؛ فرهاد شهرکی
نایب رئیس اول کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی با عنوان«ارزیابی راهبردی عضویت جمهوری اسلامی ایران در معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT)» موضوع حضور و عضویت در NPT با وجود هزینه های سنگینی که برای کشور به همراه داشته را بررسی کرد.

متن یادداشت نماینده سیستان در مجلس به این شرح است:

پرسش افکار عمومی و نخبگان سیاست‌گذاری در ایران این است: تا کی باید در یک رژیم حقوقی بین‌المللی بمانیم که نه‌تنها وعده‌هایش را عمل نکرده، بلکه به ابزاری آشکار برای فشار، تحریم، تهدید و فلج کردن ظرفیت‌های ملی ما تبدیل شده است؟ اگر معاهده‌ای از «مبادله متوازن تعهد-منفعت» خارج شود و به «تله‌ای یک‌طرفه با هزینه‌های سنگین و فزاینده» بدل گردد، ادامه عضویت در آن دیگر نه عقلانیت راهبردی است، نه دفاع از منافع ملی؛ بلکه پذیرش ذلت و تحقیر است. این واقعیت در مورد NPT برای جمهوری اسلامی ایران، ابعاد حقوقی، فنی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی‌اش به حدی وخیم است که هر تحلیل منصفانه‌ای ناگزیر به نتیجه تلخی می‌رسد: این معاهده برای ما به یک بار اضافی و خطرناک تبدیل شده است.

ساختار حقوقی NPT: تبعیض نهادینه‌شده و فریبکاری ساختاری

‏NPT بر سه ستون «عدم اشاعه»، «خلع سلاح» و «استفاده صلح‌آمیز» بنا شده، اما در عمل به یک نمایش مضحک و کاملاً نامتوازن تبدیل شده است:

 در «عدم اشاعه افقی» پادمان‌ها با وحشیانه‌ترین سخت‌گیری علیه کشورهای غیرهسته‌ای اعمال می‌شود.

 در «خلع سلاح» (ماده VI) قدرت‌های هسته‌ای نه‌تنها ذره‌ای خلع سلاح نکرده‌اند، بلکه زرادخانه‌هایشان را مدرن‌تر و مرگبارتر کرده‌اند.

 در «استفاده صلح‌آمیز» (ماده IV) حق ذاتی دسترسی به فناوری هسته‌ای به طور کامل با تحریم، محدودیت‌های سیاسی و رژیم‌های کنترل‌کننده مثل NSG خفه شده است.

این رژیم از یک معاهده حقوقی، به ابزار تثبیت سلطه هسته‌ای پنج قدرت دائمی شورای امنیت تبدیل شده است. مشروعیتش مرده و فقط زور و سیاست قدرت آن را زنده نگه داشته.

کارنامه فنی جمهوری اسلامی ایران: انطباق حداکثری، فشار حداکثری

ایران تمام تعهدات پادمانی را با دقت اجرا کرده، هیچ انحرافی گزارش نشده، چرخه سوخت را کاملاً بومی ساخته و حتی فراتر از تعهدات (پروتکل الحاقی در برهه‌هایی) همکاری داوطلبانه کرده است. نتیجه؟

 هیچ فناوری پیشرفته‌ای منتقل نشده؛

 همکاری‌های واقعی در ایمنی، پزشکی و کشاورزی تقریباً صفر شده؛

 حتی سوخت و تجهیزات مشروع هم با تحریم مواجه شده است.

این یعنی ما همه تعهدات را انجام دادیم، اما نه تنها هیچ منفعتی نبرده‌ایم، بلکه به عنوان «مجرم پیش‌فرض» تحت شدیدترین فشارها قرار گرفته‌ایم. این دیگر «عدم تعادل» نیست؛ این خیانت آشکار به روح معاهده است.

سیاسی‌شدن کامل آژانس: آژانس به عنوان بازوی اطلاعاتی-امنیتی غرب

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دیگر حتی تظاهر به بی‌طرفی هم نمی‌کند. گزارش‌های گزینشی، استانداردهای دوگانه، تأثیرپذیری مستقیم از دستورات سیاسی واشنگتن و تل‌آویو، و تبدیل شدن به اهرم فشار علیه ایران، آژانس را از نهاد فنی به «ابزار جنگ ترکیبی» تنزل داده است. جایی که برای اسرائیل چشم فروبسته، برای ایران میکروسکوپ را با زوم حداکثری به کار می‌گیرد.

تحلیل هزینه-فایده: عضویت = ضرر خالص و خطرناک منافع ادعایی: دسترسی به فناوری، همکاری علمی، مشروعیت بین‌المللی.
واقعیت تلخ (در عمل): تحریم‌های فلج‌کننده، حملات نظامی مستقیم، هزینه‌های میلیاردی برای دور زدن محدودیت‌ها، و تبدیل برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز به بهانه‌ای برای جنگ، اجتناب حتی از محکومیت صوری متجاوزان به سایت های صلح آمیز هسته ای ابران.

نتیجه ساده و بی‌پرده: عضویت در NPT برای ایران امروز «عضویت بدون منافع با هزینه‌های واقعی و راهبردی» است. ما داریم برای رژیم تبعیض‌آمیز هزینه می‌دهیم بدون اینکه حتی ذره‌ای فایده ببریم.

ملاحظات راهبردی:

دیگر وقت تعارف و مماشات نیست

 حفظ موضع اصولی ایران در مخالفت با سلاح کشتار جمعی، یک سرمایه هنجاری است؛ اما این سرمایه نباید به قیمت فلج شدن برنامه صلح‌آمیز ما تمام شود.

 توسعه بومی فناوری هسته‌ای صلح آمیز تنها راه واقعی کاهش آسیب‌پذیری است و باید با سرعت و شدت بیشتری پیگیری شود.

نتیجه‌گیری و پیشنهادهای عملی و تند رژیم NPT در وضعیت فعلی نه تنها ناکارآمد، بلکه به طور ساختاری ضدایرانی و ضدعدالت است. ادامه عضویت بدون تغییر اساسی، پذیرش یک چارچوب تحقیرآمیز و پرهزینه است.

پیشنهادهای راهبردی فوری:

۱. پیگیری بدون تعارف اصلاح رژیم با تأکید بر اجرای واقعی و فوری ماده VI و رفع کامل تبعیض ماده IV؛ در غیر این صورت، گزینه خروج را روی میز نگه داریم.

۲. بازتعریف همکاری با آژانس: فقط در چارچوب حقوق مصرح، توازن کامل تعهد-منفعت، و بدون پذیرش هیچ بازرسی فراپادمانی.

۳. دیپلماسی چندجانبه علمی-فناورانه برای بی‌اثر کردن تحریم‌ها.

۴. طراحی فوری سناریوهای حقوقی-راهبردی جایگزین برای روزی که وضعیت نامتوازن تداوم یابد، بدون کوچک‌ترین عقب‌نشینی از اصول دفاعی کشور.

در یک جمله: اگر رژیم حقوقی بین‌المللی نتواند تعادل تعهد و منفعت را تضمین کند، بازنگری جدی در عضویت نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر و عقلانی است. وقت تعارف و امید باطل تمام شده است./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار